جنوب خاوري درياي سياه بود، كه هميشه براي اعراب و ايرانيان بزرگترين بازار يوناني به شمار ميرفت. اين مكان براي آنان چنان اهميتي داشت كه اغلب درياي سياه را بحر طرابزنده ميناميدند. امپراتوران طرابوزاني هميشه در معرض تهديد و استيلاي تركمانان آسياي صغير بودند. با اينهمه، پايتختشان هنوز مركز فرهنگ يوناني بود. در دوران فرمانروايي آلكسيوس دوم (1297 - 1330) در طرابوزان نوعي فرهنگستان تشكيل شد و براي پژوهش در آثار علمي فارسي اقداماتي صورت گرفت. گيورگيوس خيونيادس به ايران فرستاده شد وبا انبوهي از كتابهاي فارسي به طرابوزان بازگشت. كشيش مانوئل، شاگردش گريگوريوس خريسوكوكسس، و گريگوريوس خونياتس برخي از اين كتابها را مورد مطالعه قرار دادند وبرخي را به يوناني ترجمه يا از آنها اقتباسهايي كردند. خريسوكوكسس در آغاز بيشتر به نجوم علاقه داشت؛ و خونياتس رسالهاي دربارهٴ پادزهرها ترجمه كرد.
بدين ترتيب، طرابوزان در اواسط سدهٴ چهاردهم مركز يك نوزايي فارسي بود. برتري آموزش ايراني از آنجا ثابت ميشود كه از ترجمهٴ آثار فارسي متعددي به زبان يوناني آگاه ميشويم و نه از ترجمهٴ حتي يك اثر يوناني به فارسي.
اگر از واژهٴ ((فارسي)) بيشتر مليت ايراني را در نظر داشته باشيم تا زبان فارسي را، اين امر كمتر موجب شگفتي ميشود. البته ترديد دارم در ميان كتابهايي كه به طرابوزان برده شده، دستكم تعدادي و احتمالاً مهمترين آثار عربي نبوده باشد. از آنجا كه رسمالخط هر دو زبان اساساً يكي است، شخص عادي و حتي محقق معمولي (غيرخاورشناس) قادر به تشخيص آن دو از يكديگر نيست و اصطلاح فارسي كاملاً امكان دارد براي كتابهاي عربي هم به همان ترتيب كتابهاي فارسي بهكار رفته باشد. اين مطلب محتاج تحقيق است؛ امكان دارد بتوان اين نوزايي فارسي را نوزايي عربي خواند.
اين ابهام بيشتر از اين لحاظ پديد آمده بود كه نويسندگان يوناني با علاقه به تقليد از سبك نويسندگان آتني، اعراب و تركان را هم پارسي ميناميدند؛ مثلاً كيناموس (دوازدهم - 2) چنين ميكرد.
2. از فارسي به ارمني. هرچند در بازارهاي طرابوزان عدهٴ زيادي عرب و يوناني ديده ميشد، اكثريت بازرگانان ارمني بودند. در زمان ابن حوقل هم همين طور بود (دهم - 2). در آن هنگام هم مانند امروز ارمنيان نيازي به مترجم نداشتند، چون ميتوانستند هر زباني را كه در كسبشان بدان حاجت داشتند به خوبي فرا گيرند. با اينهمه مبلغان كاتوليك ميل داشتند كتابهاي مقدس خود را به زبان ارمني تهيه كنند و يكي از آنان به نام بارتولوميوي بولونيايي بهزبان فارسي موعظههايي كرد و آنها را به ارمني برگرداند.
3. از فارسي به تركي. در اين اثنا ناحيهٴ آناطولي در غرب طرابوزان شاهد رشد حيرتانگيز